میم مثل مادر

سلام

کلمه اولین سالگرد شمارو یاد چه چیزایی میندازه؟

 

یاد اولین سالگرد ازدواج،اولین سالگرد تولد یا

 

اولین سالگرد اشنایی؟هر کدو از اینا که باشه زیباس.

 

ولی برای من شمارش معکوس شروع شده.

 

شمارش معکوسی که من و به اولین سالگرد رفتن

 

مادر مهربونم میرسونه!کمتر از ۱۵،۱۶ روز دیگه به اولین

 

سالگرد رفتنش مونده.خیلی برام سخت بوده تا باور

 

کنم ۳۶۵ روزه که ندیدمش،صدای گرمش و نشنیدم،

 

موقعی که بهش احتیاج داشتم کنارم نبوده،شب و روزایی

 

که دلم براش تنگ شده جاش خالی بوده!

 

نمیدونم چندتا ۳۶۵ روزه دیگه در انتظارمه که باید به

 

رفتنش عادت کنم ولی این و میدونم که باید از خدای

 

مهربونم بخوام که روح همه مادرایی که بار سفر

 

بستن شادکنه و به همه دختر پسرایی که مادر ندارن

 

صبرو برد باری هدیه بده!

 

پس بیا بامن هم صدا شو وبرای شادی روح همه

 

عزیزانمون صلوات بفرستیم.

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۳۱ساعت توسط قاصدک من|

سلام

میدونم گاهی برای همه یه روزی یه جورایی

 

سوء تفاهم پیش میاد. برای منم پیش اومد ولی ردش کردم.

 

خوشحالم که بازم میتونم باهاتون باشم.

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۳۱ساعت توسط قاصدک من

سلام دوستای عزیزم. به خاطر پاره ای

 

از مشکلات و سوء تفاهماتی که فکر میکنم برام پیش

 

امده از شما خداحافظی کرده و به صندوق

 

خاطراتم میسپارم.یکی از خصوصیات من دیر فراموش

 

کردن دوستانه هر وقت و هرجا که بودین قاصدکی

 

دیدین یاد من کنید.دوستون دارم خداحافظ.

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۲۵ساعت توسط قاصدک من|

سلام

 

ذهن ما مانند باغچه ایست اماده کشت

 

پس چه خوب که در ان گل بکاریم

 

تا علف هرز فرصت رویش نداشته باشد.

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۲۵ساعت توسط قاصدک من|

سلام

 

 ماه مهمانی خدا رسید.

 

ماه رحمت و سعادت.ماه تولدو شهادت.

 

خوش به حال کسی که دست پر برگرده.

 

ماه رمضان شد می و میخانه برافتاد

 

عشق و طرب و باده به وقت سحرافتاد

 

افطاربمی کرد برم پیر خرابات

 

گفتم که تورا روزه به برگ وثمرافتاد

 

با باده وضوگیر که در مذهب رندان

 

درحضرت حق این عملت بار ورافتاد

نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۲۰ساعت توسط قاصدک من|

سلام

  زندگی بافتن یک قالیست

 

نه همان نقش ونگاری که خودت میخواهی؟

 

نقشه از قبل است تو فقط در این بین میبافی

 

نقشه را خوب ببین......نکند اخر کار قالی

 

زندگیت را نخرند مثقالی؟

 

نوشته شده در شنبه ۱۳۸۹/۰۵/۱۶ساعت توسط قاصدک من|

سلام

به سکوت تمرکز کن !

 

وقتی که سکوت دعوتت رو پذیرفت

 

با سکوت زندگی کن . پس بکوش

 

هرجا که میری پیک ارامش باشی.

 

 

نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۱۴ساعت توسط قاصدک من|

سلام

 

خیلی دلم گرفته! احساس میکنم از نقش

 

ادمائی که فکر میکنن تمام وجودو روحشون پر از

 

محبته خسته شدم!

 

احساس میکنم رنگ محبت اینجور ادما سیاهه!

 

پس تکلیف اینکه میگن تو دیکته زندگی تشدید

 

محبت وپر رنگ بنویسیم چیه؟

 

به نظر شما واقعا محبت چه رنگیه؟((منتظرم))

نوشته شده در جمعه ۱۳۸۹/۰۵/۰۸ساعت توسط قاصدک من|

آنچنان خواهند خاموشم کنند

تا خلایق هم فراموشم کنند

خود نمیریزند خونم تا مباد

شهره مانند سیاووشم کنند

نوشته شده در سه شنبه ۱۳۸۹/۰۵/۰۵ساعت توسط قاصدک من|

سلام

 

عیدتون مبارک

 

اید ان روز که خاک سر کویش باشم

 

ترک جان کرده و اشفته رویش باشم

 

سر نهم بر قدمش بوسه زنان تا دم مرگ

 

مست تا صبح قیامت زسبویش باشم

نوشته شده در دوشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۰۴ساعت توسط قاصدک من|

سلام

 

سوختم باران بزن شاید تو خاموشم کنی

 

شاید امشب سوزش این زخمها را کم کنی

 

اه باران من سراپای وجودم اتش است

 

پس بزن باران بزن شاید تو خاموشم کنی؟

 

نوشته شده در یکشنبه ۱۳۸۹/۰۵/۰۳ساعت توسط قاصدک من|


آخرين مطالب
» وداع
» توییتر
» قاصد عشق....
» چشم بد...
» دوباره امشب...
» حال آسمان بد بود...
» پاییز و ماه هایش...
» شهریور...
» امان از این دل تنهای من...
» 15 دهمین...
Design By : Pars Skin